ســیاه مشـــق √

منم و دار و ندارم همه این ذوق و صفا/ تو وفا کن که همه دار و ندارم با تو

Yes,
No,
Yes,
No,
Yes,
No,
.
.
.
Who knows what might happen in the end?!!!

God, please take my hands and do take a look at my file too! Now... Please!

ثبت در روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

زنانی که رؤیای خویش می‌بافند...

ثبت در روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

تنها یک ماه مانده تا دومین سال بودنت کنار ما تمام شود.

باشد که سال‌های سال، در عزت و احترام بر این گوی خاکی زندگی کنی و مایه فخر و مباهات نیاکان بزرگ‌منش‌ات باشی آرشــــــــــــــــــم و زمین به خود ببالد از این که تو بر روی آن گام می‌نهی.

بیست و سه ماهگی‌ات مبارک ای همه زندگی‌ام...

-----------------

Irrelevant P.S: Lord, bless our week. We are not defeated when we lose; we are defeated when we quit... (Paulo Coelho)

معنی: خدایا، در این هفته بر ما رحمت آور. ما زمانی که می‌بازیم، شکست نمی‌خوریم؛ زمانی شکست می‌خوریم که از تسلیم می‌شویم... (پائولو کوئیلو)

ثبت در روز سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

زنی را دیدم؛
زاده شد تا دختر کسی باشد،
بالید تا خواهر کسی باشد،
ازدواج کرد تا زن کسی باشد،
زاد تا مادر کسی باشد،
برای همه "کســـــی" بود و برای خود‌ "هیــــــچکس"!

ثبت در روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

And now, I'm completely empty-handed,
And I admit that I was not strong enough, ambitious enough,…
And I will never forgive you,
'Cause I did my best,
And the fact that I surrendered, is YOUR fault too.
Everybody, pay attention:
                                "I hereby cry that I Surrender!"
That was too painful for me to bear, but I gave up... White flag up!

ثبت در روز شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

خداوندا؛

دستم به آسمانت نمی‌رسد،

ولی تو که دستت به زمین می‌رسد،

بلندم کن...

ثبت در روز پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

آنان که با زندگی می‌سازند،

زندگی را می‌بازند!

با زندگی نساز،

زندگی را بســــــاز!

-----------

پ.ن: در دوران دانشجویی، استادی داشتیم که به ما فرانسه می‌آموخت و با وجود کهولت سن و عوارض ناشی از آن، بسیار قبولش داشتم. می‌گفت: "زمانه با تو نسازد، تو با زمانه ستیــز!" (بن مضارع به معنای "بستیز"). از زمان فارغ‌التحصیلی تا به حال هنوز هم او را ندیده‌ام. هر کجا هست خدایا به سلامت دارش...

ثبت در روز سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

Life,

is what happens to you,

while,

you're busy,

making other plans!...

ثبت در روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

از میان کسانی که برای دعای باران به میعادگاه می‌‌روند،
تنها کسانی که با خود چتر می‌برند،
به کارشان ایمان دارند...

خدایا،
به کارم ایمان دارم،
چتر هم همراهم هست،
اما خودت خوب می‌دانی،
در جایی که من هستم،
اینکه در نهایت باران بیاید یا نه،
عملاً دست من نیست!!!

ثبت در روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

دلم تنگ است،
دلم می‌سوزد از باغی که می‌سوزد؛

نه دیداری،
            نه بیداری،
                        نه دستی از سر یاری،
مرا آشفته می‌سازد چنین آشفته بازاری...

ثبت در روز یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

رفیق قدیمی،
با وجود تمام آنچه در سال جدید بین ما رخ داد و نباید،
هنوز هم کنار تو هستم،
همراه تو هستم،
و می‌توانی همه جوره روی من حساب کنی،
باور کن که می‌توانی...
کافی‌ست یک بار، فقط یک بار، مرا به نام بخوانی رفیق...

اگر می‌بینی که نیستم، اگر می‌گویی کمرنگ شده‌ام،
فقط فرصتی داده‌ام تا خوب فکر کنی،
فکر کنی که اصلا می‌خواهی باشیم یا نه،
می‌خواهی باز هم ادامه دهیم یا نه!

من رشته محبت تو پاره می‌کنم/ شاید گره خورَد، به تو نزدیک‌تر شوم!

---------------

پ.ن. 1: برای دوست عزیزی که هفته‌هاست از او خبری ندارم، و امروز دریافتم که برادرزاده یک ماهه‌اش فوت کرده است. خدایا، شاید مرگ یک نوزاد یک ماهه برای ما خیلی دردناک نباشد، اما من می‌فهمم وقتی حاضرم به بدترین دردها دچار شوم و خار به پای آرشــــــــــــــــــم نرود؛ من می‌دانم که برادرزاده از هر نسبت دیگری برای آدم عزیزتر است (حس مادری را به اندازه مادرش نمی‌فهمم، اما حس عمه بودن را چرا! خوب می‌فهمم!) رفیق، مرا در اندوه خود شریک بدان.

پ.ن. 2: برای دوست عزیزی که برایم پیام فرستاده که: گاهی هیچکس را نداشته باشی، بهتر است؛ داشتن بعضی‌ها، تنهاترت می‌کند!

پ.ن. 3: برای دوست عزیزی که در ادامه پیامش نوشته بود: کاش مثل قبل‌ها بودی... کاش می‌فهمیدی که اگر قهر می‌کنم، می‌خواهم دستم را محکم‌تر بگیری و بلند بگویی "بمان!"

پ.ن. 4: به خــــــــــدا هنوز هم هستم رفیق؛ تنها چشم بگشا و مرا در کنارت ببین!

ثبت در روز پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

 

تا قبل از اینکه پرواز کنی،
هر چقدر خواستی،
بترس،
فکر کن،
شک کن،
دو دل شو،
پشیمان شو؛

اما وقتی که پریدی،
اگر بین راه پشیمان شدی،
بازی را باخته‌ای...

------------

پ.ن: Take-off که کردی، حق نداری پشیمان شوی... حق نداری!!! باید باید باید تا آخرش بروی... (با خودم بودم!)

ثبت در روز دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

بی‌تفاوت باش؛

مگر دریا،

خشک شد از بی‌بارانی؟!!!

ثبت در روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

مشاهده یادداشت خصوصی

ثبت در روز سه‌شنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩۱ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |

آرشــــــــــــــــم، بیست و دومین ماهگرد حضورت بر این گوی خاکی مبارک باد.

تنها دو ماه مانده تا دومین سال بودنت کنار ما تمام شود.

به امید روزی که جوانه‌های وجودت سبز و شکوفا و اندیشه روشنت، گسترده و بارور گردد. 120 ساله شوی ای همه زندگی من!

ثبت در روز شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ به قلم @b@§ دیدگاه () |


Design By : Night Skin